بله بعد از چند روز بی طاقتیه من جمعه 8بهمن رسید ما عصری هاشم از خونه انداختیم بیرون تا اتاق تزیین کنیم:
اولین مرحله بادکنک بادکردن من-مامان و خواهر هاشم

دومین مرحله تزیین اتاق



میبینید چه قدر خوشگل شده؟؟؟؟انقده سخت بود درست کردن این همه کفشدوزک..ولی آخرش خیلی قشنگ شد..من که خودم بیشتر از همه ذوق کرده بودم![]()
و آخرین مرحله آماده شدن خودمون(هممون لباس قرمز مشکی پوشیده بودیم)
بلههههههههههههههههه بزن دست قشنگ که تولدمون شروع شد..هاشم که کلی ذوق کرده بود هی به در دیوار اتاق نگاه می کرد..![]()
اینم عکسهامون:




اینم کادوی ما(دسته جمعی خریدیم):

اینم از تولد هاشم..به من که خیلی خوش گذشت..دلم می خواست این تولد خونه ی خودمون با کلی مهمون باشه که نشد..ایشالله سالهای بعد
هاشم جونم یه دنیا دوست دارم .
.کنارم بودنت با هیچی عوض نمی کنم..عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممممممم![]()
-----------------------
ای جونمییییییییییییییی تو
دست گلت درد نکنه عشقم
هم بابت آپ وبلاگمون و هم بابت تولد بینظیری که برام گرفتی![]()
جای همتون خالی بچه ها!!! اصلا باورکردنی نبود!!!![]()
خونه کلا عوض شده بود !!! بهناز جونم هم نقشه کشیده بود و هم کلی کار کرده بود!!
گوشیمم که محشره!! دقیقا همون یکه میخواستم و کلی بهش احتیاج داشم!!!![]()
به خدا قسم بهترین لحظه هام با تو میگذره ![]()
یه ملیون بار ممنونم ازت عشقم![]()
مرسی خدا جووون![]()